... نفس کشیدنهایم از برای توست ...
به نام تک نوارنده گیتار عشق
حضور سبزت تو زندگی من و بابایی کاملا اتفاقی بود...
بدون این که بدونیم اومدی ...
بدون دعوت اومدی ....
در واقع تو تنها و تنها نعمت با ارزشی هستی که خداوند بدون کوچکترین عذابی به من هدیه کرد...
اینا رو برات می نویسم تا بدونی چقدر بزرگی و با ارزشی برای من ، تا بعد ها قدر خودت رو خیلی بدونی...
همیشه تو زندگیم چیزهایی رو که دوست داشتم با عذاب ، با سختی بدستشون آوردم ....
اینقدر که بعد بدست آوردنشون دیگه انگیزه واسه استفاده یا لذت بردن ازشون رو نداشتم و یا دیگه از اون چیز خاص به خاطر سختی زیاد بیزار می شدم ...
در مورد بچه دار شدن هم ، همیشه فکر می کردم مثل تجربیات قبلیم با سختی بدستش بیارم ....
با تذر و نیاز ، با زور و سختی ...
با دوا درمون و نا امیدی ...
اما نه، تو یه سوپرایز تو زندگیم بودی که خدا بی هیچ عذابی تو رو واسم کادو پیچ کرد و فرستاد...
و چقدر دلپذیر بود که خداوند در رحمت بی انتهاش رو بدون قفل بروم باز کرد...
اینقدر دوستت دارم که نبضم به خاطر تو میزنه ، قلبم به خاطر تو می تپه و به خاطر تو نفس می کشم ...
اینقدر دوست داشتنی هستی که شبها با صدای نفسهای تو می خوابم و تنها امیدم واسه زنده موندن و دیدن یه روز تازه، تویی پسر عزیزتر از جونم ...
به همون خدایی میسپارمت که بی دغدغه تو رو به من هدیه داد...
و امیدوارم اینقدر آقا بشی ، اینقدر خوب تربیت بشی ، اینفدر برای خدا باشی که خدا از دادنت به من پشیمون نشه و از انسانیتت لذت ببره...
الهی آمین



... نفس کشیدنهایم از برای توست ...
